کژ فهمی موشه پوستون از محوری ترین نکته کاپیتال
آیا تضاد [ارزش مبادله ای، ارزش مصرفی]، نتیجه دیالکتیک [کار مشخص، کار مجرد] است؟
مجید صالحی
فایل پی دی اف:موشه پوستون

از دوستان و رفقائی که وقت گذاشتند، پیش نویس این نوشته را خواندند و پیشنهاداتی در بهبود آن ارائه دادند از جمله سمیرا یادگار، سپاسگزارم.
عده ای از جمله موشه پوستون و پیتر هیودیس، دچار کژ فهمی بزرگی از محوری ترین نکته کاپیتال شده اند.
آنها بجای اینکه کاپیتال را منبع اصلی درک ارزش قرار دهند، با انگشت گذاردن بر نکات حاشیه ای از دست نوشته های اقتصادی و فلسفی ۱۸۴۴ و اولویت دادن به آنها در برابر اثر اصلی مارکس (کاپیتال)، گمان کرده اند که ارزش نتیجه تبدیل کار مشخص به کار مجرد است.
این البته نه تنها انحرافی روش شناسانه است، بلکه زیر پا گذاشتن نکته محوری کاپیتال و مبانی درک مارکسی اقتصاد سیاسی است.
زیرا صرف نظر از اینکه کار، مجرد یا مشخص باشد پیش شرط اساسی تولید ارزش، در تکامل نیروهای تولید و تضاد وجود توده بسیار بزرگی از بی چیز ها (سلب مالکیت شده گان) در برابر اقلیت ثروتمند است.
در بطن چنین زمینه ای، وجه تولید سرمایه داری شکل میگیرد و ارزش، در حین فرآیند تولید (وجه تولید سرمایه داری)، به وجود میآید.
ذات نظام سرمایه داری، وجه تولید یعنی تضاد [نیروهای تولید، روابط تولید] است که در آن، سوی مولد و انقلابی در نیروهای تولید و سوی ارتجاعی در روابط تولید، قرار دارد و این در اثر غلبه روابط تولید ارتجاعی بر نیرو های تولید است.
در حالی که ذات ارزش در تولید سرمایه داری بوجود میآید، شکلهای اصلی آن پس از تولید، در بازار پدیدار میشود.
اولین شکل پدیداری ارزش، شکل کالائی است،
سپس به شکل پدیداری میانی، یعنی شکل پولی تبدیل میشود.
آخرین شکل پدیداری ارزش، شکل سرمایه ای است که در چرخه تولیدی بعدی تولید، مصرف میشود.
جوهر (ذات) ارزش، یعنی کار مجرد اجتماعی به دو دلیل مجرد شده است. یکی اینکه کاری که در گذشته انجام شده، اکنون دیگر نه کاری زنده، بلکه مرده است و در نتیجه در کالا فقط در شکلی مجرد وجود دارد و نکته دوم آن است که هر کاری که اجتماعی انجام گیرد در سنجش مقداری با میانگین ها سرو کار دارد که مفهومی مجرد است.
عبارت زیر ار صفحه ۳۰ جلد یکم کاپیتال در مورد خصلت دوگانه کار و نکته محوری است:
https://www.marxists.org/archive/marx/works/download/pdf/Capital-Volume-I.pdf
Section 2: The Two-fold Character of the Labour Embodied in Commodities:
At first sight a commodity presented itself to us as a complex of two things – use value and
exchange value. Later on, we saw also that labour, too, possesses the same two-fold nature; for,
so far as it finds expression in value, it does not possess the same characteristics that belong to it
as a creator of use values.
I was the first to point out and to examine critically this two-fold nature
of the labour contained in commodities. As this point is the pivot on which a clear comprehension
of political economy turns, we must go more into detail.
من هم از آموزش هاى شما سپاسگزارى مى كنم. موفق باشيد!
باز هم در باره خصلت دوگانه کار از نامه ۲۴ اوت ۱۸۶۷ مارکس به انگلس:
«بهترین نکات کتاب من (کاپیتال) عبارتند از:
۱: (این بنیاد درک همه واقعیت ها است) خصلت دوگانه کار بسته به اینکه از نقطه نظر ارزش مصرفی بیان شود یا از جهت ارزش مبادله ای، که در همان اوایل فصل اول آورده شده است؛
۲: بررسی ارزش اضافی صرف نظر از شکل های خاص آن مانند سود، بهره، اجاره زمین و غیره، که بخصوص در جلد دوم روشن خواهد شد.»
مارکس دو نکته بنیادین بالا را که اولی منشا ارزش اضافی و دومی شکل های تحقق آن است را اساس همه بحث های خود در کاپیتال می داند.
میتوان در یک فرمول تقریبی این سه نوع ارزش را به هم مربوط دانست:
ارزش اضافی کالا = ارزش مصرفی کار منهای ارزش مبادله ای کار
که در آن، ارزش مبادله کار مربوط به کار مزدی است.
ضمنا همین تضاد یعنی تضاد درون کار مزدی، منشا تضاد ارزش است. کاری که تعیُن مزدی دارد و نه کار مجرد.
https://marxists.architexturez.net/archive/marx/works/1867/letters/67_08_24.htm
همچنین میتوان در نامه ۸ ژانویه ۱۸۶۸مارکس به انگلس، همین موضوع را به شکل دیگری دید:
https://marxists.architexturez.net/archive/marx/works/1868/letters/68_01_08.htm
دیدگاهتان را بنویسید